موضوع: "معرفی اساتید"

سلام خدا بر بزرگ مرد شش ماهه کربلا 11

نوشته شده توسط یااباعبدالله الحسین (ع) روی 1395/07/26  •  ارسال نظر »

سلام عزیزانم سلام مهربانانم
نامه ی دیگری از دانش آموزانم امیدوارم به دلتان بنشیند چون با جان و دل نوشته شده است .
نامه: السلام علیک یا علی اصغر حسین (ع) باعرض تسلیت ایام محرم ، ما کودکان هم وقتی همراه پدر و مادرمان در مراسم مذهبی شرکت می کنیم و مصیبت کربلا را می شنویم قلبمان اندوهناک می شود و دلمان می سوزد به خصوص در زمانی که در همایش شیر خوارگان حسینی شرکت می کنیم خیلی ناراحت می شویم که چه مصیبت بزرگی براسلام وارد شده است ازخدا بخواه آقا امام زمان هرچه زودتر ظهور نماید و به غمهای مسلمانان پایان دهد و سلامتی و سرافرازی اسلام و مسلمین و عدالت همه جا را فراگیرد والسلام .التماس دعا .

اشتراک گذاری این مطلب!

سلام خدا بر بزرگ مرد شش ماهه کربلا 10

نوشته شده توسط یااباعبدالله الحسین (ع) روی 1395/07/26  •  ارسال نظر »

سلام عزیزانم سلام مهربانانم
نامه ی دیگری از دانش آموزانم امیدوارم به دلتان بنشیند چون با جان و دل نوشته شده است . نامه ای دیگر ……..
نامه: دهم رجب سال 60 قمری است. خانه امام حسین (ع) دو باره نور باران می شود و از پنجره کوچک آن، آسمان مدینه روشن می گردد. برای حسین (ع) دسته گلی زیبا فرو فرستاده بودند. اشک شوق و برق شادی او بر صورت نوزاد می نشیند و گلبرگ رخش را با شبنم صبحگاهی، با طراوت تر می سازد. خدا به حسین (ع) پسری دیگر عطا فرمود که نیازمند و غنی بر نامش دخیل بسته اند و قنداقه زیبایش را قبله نیازهای خود ساخته اند. نامش را علی نهاد. مانند دو پسر دیگرش و عشقی بیکرانه از محبت پدر و مولای خویش علی (ع) را به تصویر کشید. نامش را علی نهاد و فرمود که اگر خدا هزار پسر به او دهد، همه را علی نام خواهد نهاد. آری، او هم علی بود که شکوه و نامت، بلندتر از آسمان بود و زیباتر از صبح و روشن تر از باران. عبدالله رضیع (شیرخوراه) یا علی اصغر، فرزند سیدالشهداء، امام حسین (ع)، مادرش نیز، رباب، دختر امرء القیس بن‌ عَدِیّ. آغوش مهربان پدر تو را در خود جای می دهد و چشمان او بر تو می گرید. تو مولود کربلایی. تو شش ماهه عاشورایی. تو آمده بودی که فقط در قافله عشاق بمانی. تو آمده بودی که همسفر کربلا شوی. تو آمده بودی که حج را ناتمام بنهی. میلاد تو شادی را غریبانه کنار می زند و اشک را در چشمان همه جاری می سازد. آخر، تو از زندگی، فقط تشنگی و عطش و شهادت را دریافتی. تو آمده بودی که به شهادت آبرو دهی. تو کوچکترین قربانی هستی؛ اما با همه کوچکی، حماسه ات بی هماورد بود و نام تو در ردیف اول عشقبازان عاشورا حک شد. سلام بر نام بلندت که زمزمه مستان است، ای علی اصغر (ع). نام: پدر علی اصغر: حسین (ع) کنیه: ابا عبدالله و ابو الائمه و ابوالمساکین و…. لقب:سید الشهداء(ع)) نام پدر امام حسین : علی (ع) نام مادر: فاطمه زهرا(ع) تاریخ تولد: سوم ماه شعبان سال چهارم هـ.ق محل تولد: مدینه طیبه (منوره) تاریخ شهادت: روز جمعه دهم ماه محرم سال شصت ویک هـ.ق محل شهادت: کربلای معلی (گودال قتلگاه) نام قاتل: شمربن ذی الجوشن مدت امامت:یازده سال و یازده ماه و سه روز مدت عمر :پنجاه و هفت سال و هفت ماه وهفت روز. شهر مقدس کربلا شهر مقدس کربلا در جنوب بغداد و80 کیاومتری شمال غربی نجف اشرف و کنار رودخانه فرات و 455 کیلومتری شهر کرمانشاه قراردارد. کربلا یعنی چه؟ کربلا به معنای محلی است که نزد خدا مقدس و مقرب است یا حرم خداست. وقتی سید الشهدا به این سرزمین رسید پرسید این شهر چه نام دارد؟ گفتند کربلا ! چشمان آن حضرت پر از اشک شد و پیوسته می فرمود: ((اللهم انی اعوذ بک من الکرب و البلاء)) و یقین کردکه شهادتگاه خود و یارانش همین جاست و فرمود: این جا سرزمین رنج و گرفتاری و بلاست . این جا محل فرود آمدن ما وجایگاه ریخته شدن خونهای ماست. روایات فراوانی در فضیلت این سرزمین وارد شده که از باب تیمن و تبرک به برخی از آنها اشاره می کنم: - 1. پیامبر (ص) فرمود :فرزندم (حسین) در سرزمینی مدفون میشود که آنجا را کربلا گویند همان مکانی که قبه ی در آنجا میباشد. 2. امام رضا (ع) فرمود:در تربت حسین (ع) شفای هر دردی است ومحافظت از هر ترس ونگرانی 3. پیامبر (ص) فرمود دعا زیر گنبد او (حسین) مستجاب است.تربت او عامل شفاست وامامان از صلب او هستند. على اصغر«ع» بأی ذنب قتلت ؟؟!! یکى از فرزندان امام حسین«ع» که شیر خوار بود و از تشنگى، روز عاشورا بى تــــــــــاب شـــــده بود. امام ،خطاب به دشمن فرمود:از یاران و فرزندانم،کسى جز این کودک نمانده است.نمى ‏بینید که چگونه از تشنگى بى تاب است؟ در«نفس المهموم» آمده است که فرمود:«ان لم ترحمونى فارحموا هذا الطفل» « اگر به من رحم نمی کنید , به این طفل رحم کنید» . امام در حال گفتگو بود که تیرى از کمان حرمله آمد و گوش تا گوش حلقوم على اصغر را درید. امام حسین«ع» خون گلوى او را گرفت و به آسمان پاشید.(1) در کتابهاى مقتل،هم از«على اصغر»یاد شده،هم از طفل رضیع(کودک شیرخوار – عبد الله الرضیع) و در اینکه دو کودک بوده یا هر دو یکى است،اختلاف است. علی اصغر به خاطر بچگی عملاً نقشی در قیام نداشتند, اما از نظر روحی و روانی و عاطفی نقش به سزایی داشتند. با شهادتش مردمی که هنوز یک جو از شرافت و بزرگواری در نهادشان بود, فهمیدند که دشمن بسیار قسی القلب , بی عاطفه و بی رحم است که حتی به طفل شیرخواره رحم نکرده است . در زیارت ناحیه مقدسه،درباره این کودک شهید،آمده است:«السلام على عبد الله بن الحسین،الطفل الرضیع،المرمى الصریع،المتشحط دما،المصعد دمه فى السماء،المذبوح بالسهم فى حجر ابیه،لعن الله رامیه حرملة بن کاهل الأسدى وذویه».(2) و در یکى از زیارتنامه‏هاى عاشورا آمده است:«و على ولدک على الأصغر الذى فجعت به»از این کودک،با عنوانهاى شیرخواره،شش ماهه،باب الحوایج،طفل رضیع و … یاد مى‏شود و قنداقه و گهواره از مفاهیمى است که در ارتباط با او آورده مى‏شود. طفل شش ماهه تبسم نکند،پس چه کند آنکه بر مرگ زند خنده،على اصغر توست‏ «على اصغر،یعنى درخشانترین چهره کربلا،بزرگترین سند مظلومیت و معتبرترین زاویه شهادت …چشم تاریخ،هیچ وزنه‏اى را در تاریخ شهادت،به چنین سنگینى ندیده است.»(3) على اصغر را«باب الحوائج»مى‏دانند،گر چه طفل رضیع و کودک کوچک است، اما مقامش نزد خدا والاست. در گلخانه شهادت را مى‏گشاید کلید کوچک ما .

اشتراک گذاری این مطلب!

سلام خدا بر بزرگ مرد شش ماهه کربلا 9

نوشته شده توسط یااباعبدالله الحسین (ع) روی 1395/07/26  •  ارسال نظر »

سلام عزیزانم سلام مهربانانم
نامه ی دیگری از دانش آموزانم امیدوارم به دلتان بنشیند چون با جان و دل نوشته شده است .
نامه: سلام بر حسین و فرزندان حسین و یاران حسین باز هم شور حسین و فرزندانش قرار از دلها می رباید باز هم علی اصغر گل پر پر حسین (ع) و محرم باز این چه شورش است که در خلق عالم است خاطره من از حضرت علی اصغر این است که وقتی کوچک بودم مادربزرگم (مامان جون اقدس) منو روی پاش می خوابوند و برام لالایی می خوند (علی اصغر گل پر پر شدی تشنه گل مادر بخواب آروم علی اصغر) من هر سال در همایش شیرخوارگان حسینی شرکت می کنم مادر و پدر من قبل از تولد من نذر کردند که تا 5 سالگی روز عاشورا لباس شیرخواره حسین را بر تن من کنند تا عشق حسین و علی اصغرش با گوشت و خونم یکی شود و فکر می کنم نذرشان ادا شد ای کاش من بتوانم رهرو راه علی اصغر (ع) باشم. از شما معلم عزیزم هم متشکرم که این فرصت را فراهم کردید من و مادرم وقتی این نامه را نوشتیم بغض داشتیم و گریه کردیم.

اشتراک گذاری این مطلب!

سلام خدا بر بزرگ مرد شش ماهه کربلا 8

نوشته شده توسط یااباعبدالله الحسین (ع) روی 1395/07/26  •  ارسال نظر »

سلام عزیزانم سلام مهربانانم
نامه ی دیگری از دانش آموزانم امیدوارم به دلتان بنشیند چون با جان و دل نوشته شده است .
نامه: باسلام من فاطمه هستم ازهمتون تشکر میکنم که این فرصت وبه من وبقیه دادین تا حرفامونو بزنیم من آزرو دارم همه مریضها شفا پیداکنن و به اونهایی که سالم هستن توفیق بده وازش میخوام تا منو به زیارتش دعوت کنه دوست دارم مشکلات پدرم ومادرم حل شود مافقط مشکل مالی داریم انشاالله که حل شود وهمچنین یه خاله بسیارمهربان دارم که خیلی توزندگیش سختی کشیده دوست ندارم ناراحتیشو ببینم از همه میخوام برای سلامتی همه و ظهور آقا امام زمان و مشکلات همه 5تا صلوات به نیت پنج تن بفرستن التماس دعا

اشتراک گذاری این مطلب!

سلام خدا بر بزرگ مرد شش ماهه کربلا 7

نوشته شده توسط یااباعبدالله الحسین (ع) روی 1395/07/26  •  1 نظر »

سلام عزیزانم سلام مهربانانم
نامه ی دیگری از دانش آموزانم امیدوارم به دلتان بنشیند چون با جان و دل نوشته شده است .
نامه: علی اصغر جون میدانم که تو در ان جهان خوشبخت وعاقبت بخیر هستی ودر محضر خداوند سربلندی ودرراه اسلام شهید شدی ومن هم دوست دارم ادامه دهنده راهت در جهت نابودی کفر و پیروزی اسلام باشم مارا دعا کنید چون شما خیلی معصوم وپاک هستی واز خدا میخواهم حق شما را در روز قیامت از دشمنانت بگیرد که حق دوران کودکی وشیرخوارگی از شما سلب کردند

اشتراک گذاری این مطلب!

سلام خدا بر بزرگ مرد شش ماهه کربلا 6

نوشته شده توسط یااباعبدالله الحسین (ع) روی 1395/07/26  •  ارسال نظر »

سلام عزیزانم سلام مهربانانم
نامه ی دیگری از دانش آموزانم امیدوارم به دلتان بنشیند چون با جان و دل نوشته شده است .
نامه: قنداقه اش را بست، حالا اصغر آماده است سرباز آخر را خودش میدان فرستاده است از موج آغوش پدر تا اوج خواهد رفت از نسل ماهی های دریاهای آزاد است نه ضربت شمشیر می خواهد نه نعل اسب شش ماهه خیلی اربا اربا کردن اش ساده است تیر سه شعبه کار خنجر می کند اینجا سر، با همین یک تیر روی شانه افتاده است از رنگ سرخ آسمان پیداست اینجا هم سالار زینب امتحان را خوب پس داده است زینب که روی نیزه هفتاد و دو سر دیده است در کودکی تشییع مفقود الاثر دیده است

اشتراک گذاری این مطلب!

1 3 4